تاریخ : 18 مهر 91
نویسنده : موسوی
 
در سواحل شمال غربی فرانسه، درست در جنوب «بریتنی»، یکی از مهمترین مکانهای ماقبل تاریخ در اروپا آرمیده است. در دهکده ساحلی «کارنَک»، بیش از 3000 سنگ عظیم به ردیف در کنار هم و در دو مایل امتداد یافته‌اند (تصویر 47). سنگهای «کارنَک» از صخره‌های محلی بریده شده، فرم داده شده و برآورد میشود که متعلق به 4500 تا 2500 سال پیش از میلاد باشند، یعنی در پایان عصر پارینه سنگی. آنها بزرگترین مجموعه سنگهای ایستاده در جهانند.

David Childress
باستانشناسان از اینهمه سنگ عظیم در «کارنَک» متحیرند. کاملا واضح هست که یک پروژه عظیم از بلوکهای غول‌پیکری بوده با وزن 50 تا 100 و حتی بالای 350 تن. افسانه‌ها حکایت از این دارند که غولها «کارنَک» را ساخته‌اند، اما شما متحیر میمانید که منظور واقعی این سنگهای عظیم چه بوده، (تصویر 48) و چرا انسانهای ماقبل تاریخ همه این سنگهای عظیم‌الجثه را جابجا کرده‌اند و در راستای هم اینجا در «کارنَک» گذاشته‌اند؟

Michael Cremo
هزاران سنگ بزرگ در الگوی جالبی منظم شده‌اند. همه به شکلی جالب ردیف شده‌اند که مثلثهایی را فرم میدهند که تنها میتوانند از بالا قابل دیدن باشند (تصویر 49). این چیدمان سنگها میتوانسته راهی برای ارتباط با موجودات فضایی بوده باشد.

شاعر یونان باستان، «پیندر» (تصویر 50)، از یک فرود آسمانی به نام «هایپربوریا» نام میبرد، در منتها الیه شمال، جایی که خورشید بیست و چهار ساعت در روز میتابد. افسانه‌ها میگویند که «آپولو» به «هایپربوریا» میرود سوار بر ارابه آتشینش، در بیست سال یکبار.

 تصویر 47

 تصویر 48

 تصویر 49

 تصویر 50


Giorgio A. Tsoukalos
«آپولو» به یونانیها میگوید: «بسیار خوب من باید بروم. به دیدن مردمی دیگر. باید بروم و به آنها هم آموزش بدهم». و آنها از او میپرسند که: «خوب کجا میروی؟» و او هم میگوید: «باید بروم به جایی که در ماورای جایی‌ست که باد شمالی از آنجا می‌آید. سرزمین هایپربوریا».

با وجود اینکه اغلب باستانشناسان بر این باورند که سنگهای «کارنَک» نقشهای گورستان هستند، اما نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی میگویند که این سنگها مشخصا در یک فرم خاص هندسی قرار گرفته‌اند (تصویر 51 و 52).

Erich von Daniken
بسیاری از این زمینها قرنهاست که وجود دارند و تنها چند سال پیش در فرانسه شروع کردند به عکسبرداری هوایی از کل «بریتنی» با هلیکوپتر. و وقتی عکسها را کنار هم گذاشتند ناگهان کسی متوجه شد که این تصادفی نیست (تصویر 53). فاصله خطوط همیشه یکسان هست 2860 متر (تصویر 54). یا دقیقا نصف 2860 متر (تصویر 55). زاویه‌ها همیشه یکسان هستند. زاویه‌ای فیثاغورثی. همه آن یک نمودار عظیم هندسی است، (تصویر 56) از دوران پارینه سنگی، که این را غیرممکن میکند. مردم عصر حجر هیچ تصوری از مثلث فیثاغورث نداشته‌اند. فیثاغورث در 420 سال پیش از میلاد بوده.

 تصویر 51

 تصویر 52

 تصویر 53

 تصویر 54

 تصویر 55

 تصویر 56


با توجه به اینکه نظم هندسی سنگهای «کارنَک» تاریخی پیش از فیثاغورث دارند با فاصله زمانی بیش از دو هزار سال، یک سوال باقی میماند: چرا این سنگها در چنین نظمی قرار گرفته‌اند؟

David Childress
سنگهای «کارنَک» یکی از معدود اشیائی در کره زمینند که قابل دیدن از فضا هستند. اینها نقشهای ایده‌آلی هستند برای هر نوع وسیله هوایی که این پایین به زمین نگاه کند. بسیاری از توریستهایی که به «کارنَک» می‌آیند، میگویند که میتوانند در حقیقت یک انرژی را که با این سنگهای گرانیت همراه هست حس کنند. چطور این مردم باستانی در باره این انرژی میدانسته‌اند؟ آیا این ممکن هست که حتی آنها قادر به استفاده از این انرژی برای جابجایی این سنگهای غول‌پیکر بوده باشند؟

Erich von Daniken
نظر من این هست که اینها به منظور خاصی ایجاد شده. فرازمینی‌ها به پیشینیان ما گفته‌اند که این کار، یا آن کار را بکنید. این فرازمینیها نبوده‌اند که خطوط سنگی را ساخته‌اند، این کار انسان است، اما به دستور فرازمینیها.

آیا سنگهای «کارنَک»، سنگ نشانه‌ای برای فضانورد باستانی به نام «آپولو» بوده است؟ (تصویر 57) که فضاپیمایش را در ارتفاعی بالای زمین به پرواز در می‌آورده؟

David Childress
اگر خدای یونانی «آپولو» (تصویر 58)، واقعا نوعی خارجی باستانی بوده باشد، ممکن هست که این سنگها در «کارنَک» یک جهت‌یاب بوده‌اند که جهت شمال را نشان میداده‌اند به سوی «هایپربوریا»ی خدایان باستان.

 تصویر 57

 تصویر 58


بیش از 1000 مایلی شمال «کارنَک»، سرزمینهای اسکاندیناوی واقع شده است. سرزمین مردمی باستانی به نام «نورس». «نورس»ها قبیله‌های آلمانی بودند که در جایی زندگی میکردند که امروز به عنوان «سوئد»، «دانمارک»، «ایسلند» و «نروژ» شناخته میشوند. افسانه‌های «نورس» حاکی از فتوحات جنگجوهای غیوری است با سلاحهایی پیشرفته و تکنیکهایی پیچیده با سیستم جهت‌یابی (تصویر 59 تا 62). درست مثل یونانی‌ها، افسانه‌های «نورس» نیز شامل موجودات فوق طبیعی است (تصویر 63). جهانهایی دیگر و خدایانی قدرتمند (تصویر 64). اما مثل رُمی‌ها، آیا ممکن است که افسانه‌های «نورس» به خدایانی متفاوت اشاره نداشته و منظورشان همان خدایانی باشد که به وسیله یونانیها هم تصویر شده‌اند؟

 تصویر 59

 تصویر 60

 تصویر 61

 تصویر 62

 تصویر 63

 تصویر 64


David Childress
شماری از تشابهات بین اساطیر یونان و اساطیر «نورس» وجود دارد. و بسیاری از این خدایان در هر دو، قابل شناسایی هستند. و بسیاری از همان کارها را انجام میدهند.

توصیف خدای «وایکینگ»، یعنی «اودین»، خدای جنگ، مرگ و دانش و خدای یونانی «زئوس»، شباهتهایی زیاد دارند (تصویر 65).

Jonathan Young, PH.D
«زئوس» و «اودین» هر دو خدایانی با عنوان پدر آسمانی هستند. اینها در آسمانها با ارابه‌هایشان در پروازند، چون که وابسته به خورشیدند یا الهی‌اند (تصویر 66). طلیعه‌دار بسیاری از باورهای مذهبی، خورشیدپرستی است. مردم باستان میدانسته‌اند که حیات از خورشید پدید آمده. پس این یک راز بزرگ و یک منبع بزرگ پرستش است.

 تصویر 65

 تصویر 66




صفحه قبل  ادامه مطلب در صفحه بعد  صفحه بعد







ads



موضوعات مرتبط: بیگانگان باستانی: فصل 2 - قسمت 2 ,
آخرین مطالب
:: اعتراف نخست‌وزیر روسیه «مدودف» به حضور بیگانگان
|ویدیوها|