تاریخ : 31 خرداد 91
نویسنده : موسوی

تفسیر این داستانهای انجیل همچنین ما را به اندازه معینی مناظره و بحث و گفتگو نیز سوق میدهد. در حالیکه اغلب تنها یک «خدا» را میپذیرند که زندگی و سرنوشت انسان در دست اوست، گروهی دیگر استدلال میکنند که در واقع «خدایان» متعددی مسئول این امور هستند.

Giorgio A. Tsoukalos
در «عهد عتیق» کاملا روشن آمده است: «باشد که ما انسان را مشابه خود خلق کنیم، بر اساس آنچه که ما به آن راضی هستیم» (تصویر 167). این به لحاظ کلام دستور زبان، منطقی نیست، چون «خدا» را دارید و بعد کلمه «ما» آمده. متخصصین علوم الهیات میگویند که منظور از کلمه «ما» تثلیث است، «تثلیث مقدس». حال در واقع اگر بخواهید کلمه «خدا» را به «خدایان» تغییر دهید ناگهان این جمله معنی پیدا میکند. و سپس «خدایان»، «انسان را آفریدند شبیه خودشان».

Robert R. Cargill, PH.D
شما این جمله مرجع را دارید، «باشد که ما انسان را خلق کنیم به سان خود». در متون مذهبی متعددی، مشخصا کتاب مقدس عبری که مسیحیت نیز آن را میپذیرد، و در قرآن (تصویر 168) که مسلمانها به عنوان کتاب مقدس به آن احترام میگذارند، شما «خدا» را در جایگاه کلمه «جمع» میبینید و این به شکلی باور نکردنی جالب است.

آیا همه این متون مذهبی که داستانهای مشابهی دارند واقعا به این امکان اشاره دارند که موجوداتی از فضا در طول تاریخ از زمین دیدن کرده‌اند؟ (تصویر 169 و 170)

 تصویر 167

 تصویر 168

 تصویر 169

 تصویر 170


Bill Birnes, PH.D
واقعیت این است که داستان خلقت در انجیل ما، داستان خلقت در همه فرهنگهای دیگر در سراسر دنیاست. قصه سیل، تحول انسان، توسعه زبان، همه اینها اشاره دارند و در حقیقت انجیل این را میگوید که زندگی بر روی زمین از تماس با موجودی فرازمینی به وجود آمد. این در انجیل هست. در فرهنگهای باستان در سراسر دنیا هم هست. بنابراین من معتقدم که نظریه «فضانوردان باستانی» واقعیت دارد و معتقدم که دلیل محکمی در این باره وجود دارد و معتقدم هر قدر بیشتر سعی در تکذیب این شواهد داشته باشید بیشتر به این دیوار برخورد میکنید که فضانوردان باستانی با ما ملاقات داشته‌اند، به زمین آمده‌اند در هزاران هزار سال پیش از این و بذر تمدن امروز ما را کاشته‌اند.

اگر باورمندان به تئوری فضانوردان باستان درست بگویند، پس این میهمانها که بوده‌اند؟ (تصویر 171) و آیا ممکن است که آخرین دستاوردهای فیزیک نجومی و زیست‌شناسی بتواند به ما کمک کند تا پرده از هویت آنها برداریم؟
در 18 مارچ 1965 فضا نورد روسی «الکسی لیوناف» قدم از «واشکود 2» بیرون نهاد و اولین انسانی شد که پا به فضا گذاشت. او 12 دقیقه و هشت ثانیه را در بیرون گذراند پیش از اینکه به فضاپیما بازگردد. زندگی «لیوناف» بسته به لباس فضانوردی او بود که توانست او را زنده نگهدارد (تصویر 172). در جایی که نه فشار هوا وجود داشت و نه اکسیژن. اگر ما به لباس فضا نیازمند هستیم، آیا مسافران غریبه زمین نیز به محافظ مشابهی نیازمندند؟ آیا این چیزیست که ما در حکاکیها و نقشهای باستانی میبینیم؟ (تصویر 173)

Giorgio A. Tsoukalos
وقتی منتقدین میپرسند که: چرا فضانوردان باستان باید نیازمند پوشیدن لباسی بوده باشند که ما امروز با آن آشنا هستیم؟ (تصویر 174) پاسخ بسیار ساده است. آیا ما میتوانیم بدون پوشیدن نوعی لباس، به فضا برویم؟ البته که نه. میمیریم. چه کسی گفته آنها که در زمانهای دور به دیدن ما آمدند، میتوانسته‌اند اکسیژن اتمسفر کره زمین را تنفس کنند؟ (تصویر 175) پس خیلی دور از انتظار نیست که آنها در حقیقت نوعی لباس مخصوص به تن داشته باشند (تصویر 176).

 تصویر 171

 تصویر 172

 تصویر 173

 تصویر 174

 تصویر 175

 تصویر 176


چرا این نقوش، شبیه فضانوردان مدرن هستند؟ (تصویر 177 تا 180) اگر آنها غریبه هستند، آیا ممکن است شبیه انسان باشند؟ و آیا ممکن است که از کره‌ای درست مثل زمین آمده باشند؟
در ابتدای قرن بیستم گروهی از دانشمندان بریتانیایی و آلمانی این امکان را تایید کردند. آنها تئوری‌ای مشتمل بر نظریات چهار فیلسوف یونان را پذیرفتند که کل زندگی در جهان، از یک نقطه آغاز شد. این تئوری، «پان اسپرمیا» نامیده میشود.

 تصویر 177

 تصویر 178

 تصویر 179

 تصویر 180


Sara Seager, PH.D
«پان اسپرمیا» این تئوری است که زندگی در یک نقطه شکل گرفت و سپس به نقاط دیگر گسترش پیدا کرد. در فضای بیرون، در فاصله بین ستاره‌ها ما مولکولهایی را میبینیم که در حال ساخت سلولهای زنده‌ای هستند. بنابراین کار دشواری نیست که این سلولهای زنده را به کره دیگری برد. برای مثال اگر زندگی در «مریخ» شکل بگیرد، میتواند اینجا به «زمین» بیاید. به زمین هم سرایت میکند و سپس زندگی را در اینجا آغاز میکند.

حدود 3.6 بیلیون سال پیش،«مریخ» گرم بود و مرطوب. بسیار شبیه به وضعیت امروز زمین. زیست‌شناسان معتقدند که چون مریخ پیش از سایر کرات، سرد شد، ممکن است که زندگی ابتدا در آنجا شکل گرفته باشد.

Paul Davies, PH.D
«مریخ» کاندیدای بهتری برای زندگی در بخش ابتدایی زندگی منظومه خورشیدی است. سنگهای «مریخ» همیشه به اینجا میرسند و اینها با اصابت شهاب سنگها و ستاره‌های دنباله‌دار به «مریخ» از آن جدا میشوند و ما میدانیم که این قطعات میتوانند میکرو ارگانیسمهای «مریخ» را به «زمین» انتقال دهند.

در آگوست 1996 تیمی از دانشمندان بیانیه حیرت‌آوری ارائه دادند. یک سنگ آسمانی از «مریخ» در «آنتارک تیکا» کشف شد، با شواهدی از فسیل زنده در آن (تصویر 181). سنگ چهار پاوندی به شماره: «ALH 84001» حاوی گلبولهای کربناتی بود که از دفع میکروبها در زمان حیاتشان در «مریخ» در حدود 3.6 بیلیون سال پیش ایجاد شده بود (تصویر 182). زمین دیگر تنها نبود. زندگی در جای دیگری در جهان وجود داشت.

 تصویر 181

 تصویر 182


Paul Davies, PH.D
پس این انتقال بین «مریخ» و «زمین» که 20 سال پیش، یک گمان بیش نبود، امروز کاملا در جامعه زیست‌شناسی فضا پذیرفته شده است.

زیست‌شناسان فضا که در کار مطالعه منشاء و تحول حیات در جهان هستند، احتمال آغاز حیات در زمین از فضاهای دورتر را پذیرفتند. آیا دانشمندان امروزی بالاخره آنچه را که فرهنگهای کهن برای قرنها به آن باور داشته‌اند را تایید میکند؟

Robert Bauval
اسطوره رایج، یا ایده منشاء انسان در ستاره‌ها، در همه جا پراکنده است. فرهنگهای کهن آن را با خود دارند. مصریان باستان، مایانها، ازتک‌ها، سرخپوستان و دیگران. فریبنده است اما احتمالا حقیقی هم هست و این مطلب را از دیدگاه فیزیک فضایی بیان میکنم. منشاء ما براستی از ستاره‌هاست. این یک واقعیت است که نطفه زندگی بر روی زمین با ستاره‌های دنباله‌داری که به زمین برخورد میکردند آغاز شده.

Robert M. Schoch, PH.D
من شخصا فکر میکنم زندگی آن بیرون در جریان است. در حقیقت باور من این است که اگر هیچ چیزی در دست نداریم، اما شواهدی داریم. شواهد میکروبی از زندگی فرازمینی.

اما اگر زندگی از فضاهای دور بر زمین فرود آمد، آیا تصادفی بوده، یا عمدا به اینجا فرستاده شده؟ (تصویر 183 و 184) یکی از اصلی‌ترین شاخه‌های دانشمندان هم به این اندیشیده‌اند. «فرنسیس کریک» (تصویر 185)، متخصص انگلیسی علم ژنتیک به همکاریهایش با «جیمز واتسن» (تصویر 186) شناخته میشود. آنها به اتفاق هم در سال 1953 «دی ان ای» انسان را شکافتند. کمتر از ده سال پس از آن، این دو، موفق به دریافت جایزه نوبل برای این کار بسیار موفق در زمینه علم ژنتیک شدند (تصویر 187). در 1960 توجه «کریک» به نظریه «پان اسپرمیا» جلب شد و آن را کاملا به مرحله دیگری سوق داد که آن را «پان اسپرمیای جهت دار» نامید (تصویر 188).

 تصویر 183

 تصویر 184

 تصویر 185

 تصویر 186

 تصویر 187

 تصویر 188


Graham Hancock
«فرنسیس کریک» فرض کرد که جایی احتمالا در آن سوی کهکشان، تمدنی پیشرفته از موجودات هوشمند وجود داشته است و آنها دریافته‌اند که کره آنها در حال نابودیست. شاید یک ابر اختر در همسایگی آنها رو به خاموشی و کره آنها درحال از دست دادن زندگی بوده. او از خودش پرسید: یک تمدن پیشرفته در چنین شرایطی چه خواهد کرد؟ در درجه اول سعی میکنند راهی برای خارج شدن از آنجا پیدا کنند. اگر موفق شوند که زندگی خود و نسلشان را نجات دهند، احتمالا به فضاپیماهایشان پناه میبرند و به فضای بین ستاره‌ای پرواز میکنند تا کره مناسبی برای مهاجرت پیدا کنند.



صفحه قبل  ادامه مطلب در صفحه بعد  صفحه بعد







ads



موضوعات مرتبط: بیگانگان باستانی: فصل 1 - قسمت 2 ,
 

 


آخرین مطالب
:: هیتلر خودکشی نکرد (لینک اسناد سازمان سیا در کانال آپارات موجود است)
|ویدیوها|