تاریخ : 31 تیر 91
نویسنده : موسوی

اگر به واقع، «ماهاباراتا» در حال شرح اتفاقات تاریخیست، آیا ممکن است که بتوان موارد مشابهی را در متون باستانی دیگری هم یافت؟ (تصویر 71 و 72) از دیدگاه نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی، ما نیازی به نگاهی فراتر از «انجیل مقدس» نداریم (تصویر 73 و 74). بر اساس یکی از حکایاتی که در «کتاب آفرینش» آمده، (تصویر 75) فرشته‌ها توسط خدا به تخریب شهرهای «سدوم» و «عموره» فرستاده شده‌اند (تصویر 76). به دلیل گناهان و فساد ساکنانشان. تنها مردی پاک نهاد به نام «لوط» به همراه خانواده‌اش، (تصویر 77) از سایرین متمایز بود. اما وقتی آنها درحال فرار بودند (تصویر 78 و 79) «همسر لوط» هشدار فرشته را، در باره عدم نگاه کردن به پشت سر، ندیده گرفت و در وحشت و پریشانحالی، به ستونی از نمک تبدیل شد (تصویر 80 و 81).

Giorgio A. Tsoukalos
وقتی شما در یک آزمایش هسته‌ای قرار دارید و شاهد یک انفجار هسته‌ای هستید، از شما خواسته میشود که نگاه نکنید و مستقیما به انفجار خیره نشوید. و اینجا ما همان توضیح را داریم که در متن کهن انجیل هم آمده، وقتی که دستورالعمل صادر شده این است که: هر کاری که میکنید، به عقب نگاه نکنید، زیرا خواهید مُرد، کاملا واضح است که این اتفاق برای «همسر لوط» افتاده (تصویر 82).

 تصویر 71

 تصویر 72

 تصویر 73

 تصویر 74

 تصویر 75

 تصویر 76

 تصویر 77

 تصویر 78

 تصویر 79

 تصویر 80

 تصویر 81

 تصویر 82


آیا ممکن است که حکایت «سدوم» و «عموره» حقیقتا شرحی از یک انفجار هسته‌ای بوده باشد؟ مثل شرحی که در «ماهاباراتا»ی هندو آمده است؟ آیا حکایات «ماهاباراتا» و «انجیل»، حقایق تاریخی هستند؟ برای نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی، پاسخ این سوال، مثبت است و آنها معتقدند، آنچه که «فرشته»ها خوانده شده، که پدید آورنده آخرین انهدام بوده‌اند، در حقیقت موجوداتی از سیاره‌ای دیگر بوده‌اند، میهمانانی مسلح، با سلاحهایی پیشرفته.
سپتامبر سال 2000. «دریای سیاه»، ترکیه (تصویر 83). باستانشناس دریایی، «رابرت بَلِرد» (تصویر 84) و تیم او متشکل از دانشمندان دنیای زیر آب، چیزی شبیه به خانه‌ای روستایی را در 330 فوتی زیر سطح آب یافتند. برآوردها میگوید که این مسکن غرق شده، 7500 سال عمر دارد. «بلرد» و سایر محققین بر این باورند که بالا آمدن سطح آب اقیانوسها میتواند موجب جدا شدن دریای مدیترانه در پشت یک سد طبیعی، باعث پدید آمدن سیلی بزرگ شده باشد که حدود 58000 مایل مربع را در زیر 500 فوت آب غرق کرده باشد (تصویر 85 و 86). اما فراتر از کشف خرابه‌هایی از یک مسکن غرق شده، آیا «بلرد» در واقع حقیقی بودن حکایت انجیلی «نوح و سیل عظیم» را اثبات کرده بود؟

David Childress
این دهکده‌ها بدیهی است که زیر آب ساخته نشده بودند، بنابراین «بلرد» نشان داد که «دریای سیاه» که ما امروز میشناسیم، تنها چیزی حدود 8 تا 9 هزار سال پیش شکل گرفته. و این درست همان چیزیست که ما داریم در باره آن صحبت میکنیم؛ «کشتی نوح» و «سیل»؛ همه اینها در همین منطقه اتفاق افتاده‌اند (تصویر 87). و در واقع اکثر باستانشناسان میدانند که در منطقه مدیترانه، بیش از 200 شهر غرق شده کشف شده است (تصویر 88). این شهرها هم به شکلی، همزمان با سیل «دریای سیاه» دچار سیل شده‌اند.

 تصویر 83

 تصویر 84

 تصویر 85

 تصویر 86

 تصویر 87

 تصویر 88


همچنین در «کتاب آفرینش» و در داستان «نوح» (تصویر 89) گفته میشود که چگونه «خدا» دید که فساد انسان زیاد است و تصمیم گرفت همه خلایق را نابود کند (تصویر 90). تنها «نوح»، خانواده‌اش و حیواناتی (تصویر 91 و 92) که بر عرشه کشتی او بودند، اجازه نجات و جمعیت‌سازی دوباره زمین را داشتند. اما آیا این همه داستان است؟ آیا «نوح» تنها برای پاکدامنیش انتخاب شده بود؟ یا اینکه دلیل دیگری وجود داشت که «او»  برای نجات زمین، انتخاب شد؟ نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی معتقدند که «انجیل» همه داستان را شرح نداده است (تصویر 93).
در اواخر 1940 و اوایل 1950، یک سری از متون کهن، معروف به «طومارهای دریای مرده» (بحرالمیت)، در غاری واقع در منطقه‌ای کشف شد که ما امروز آن را «کرانه باختری رود اردن» مینامیم (تصویر 94 و 95). در لابلای این متون باستانی، (تصویر 96) حکایات گوناگونی دیده میشود که در کتاب سنتی عبری، وجود ندارد. یکی از این داستانها، حکایت از «نوح» و تولد غریب و معجزه‌وار او دارد.

 تصویر 89

 تصویر 90

 تصویر 91

 تصویر 92

 تصویر 93

 تصویر 94

 تصویر 95

 تصویر 96


Erich von Daniken
یکی از طومارهای دریای سیاه، «طومار لامِک» نام دارد. «لامِک» چیست؟ «لامِک» یک چوبان بود. و یک روز همسر «لامک» حامله شد. لامک به همسرش گفت: این غیرممکن است. من برای ماهها اینجا نبوده‌ام. اما همسرش به نام «باتِنوش» قسم میخورد که: هیچکسی به من دست نزده. اما «لامک» همسرش را باور نمیکند، پیش پدرش میرود که همان «متو شالح» است. «متو شالح» به «لامک» میگوید: من نمیتوانم کمکت کنم، هیچ سر در نمی‌آورم. به همسرت «باتِنوش» ایمان دارم که هیچکسی به او دست نزده و از طرف دیگر، حرف تو را هم قبول دارم. من چه باید بکنم؟ پس «متوشالح» هم پیش پدر خودش میرود، یعنی پدر بزرگ «لامک». اسم این پدر بزرگ، «ادریس» است. حالا «ادریس» به «متوشالح» میگوید که نگهبانان آسمان، در بطن «باتِنوش»، یعنی همسر او، لقاحی مصنوعی ایجاد کرده‌اند و او باید این فرزند را بپذیرد، چرا که این بچه، پدر نسل جدید انسان خواهد بود. و در انجیل، این همان «نوح» است.

چه میشود اگر بر اساس باور نظریه‌پردازان فضانوردان باستان داستان «لامک» حقیقت داشته باشد و نگاهبانان آسمانی که در این حکایت آمده‌اند، در واقع «غریبه‌ها» بوده باشند؟ آیا این به آن معناست که «نوح» حاصل یک لقاح مصنوعیست؟ یک تجربه ژنتیک که به دست موجودات فضایی انجام گرفته است؟ اگر این طور باشد، دلیل «سیل عظیم» چه بوده است؟

L. A. Marzulli
خوب حالا دلیل سیل،... ما باید سعی کنیم آن را بفهمیم. آنچه که به ما میگوید این است که «نوح» از همه نسلهای دیگر، پالایش شده‌تر بوده. این به چه معناست؟ یعنی چرا باید روی جمله: «خالصتر از همه نسلها»، تاکید شده باشد؟

بر اساس «انجیل»، «خداوند»، «سیل» را به خاطر فساد و انحراف انسان برانگیخت (تصویر 97). اما نظریه‌پردازان «فضانوردان باستانی» معتقدند که «سیل» در حقیقت، به معنای اصلاح نقص بیولوژیک زمین بوده است (تصویر 98). با استفاده از «نوح» و خانواده‌اش، آنها میتوانستند زمین را با موجوداتی ممتازتر پُر کنند (تصویر 99).

Erich von Daniken
بخشی از این جامعه انسانی، از نظر ژنتیک، عقب مانده و نزدیکتر به حیوان بوده (تصویر 100). حالا چه کنیم؟ این انسانها در سراسر سیاره پراکنده شده‌اند. بنابراین گفته‌اند: ناچاریم همه آنها را از بین ببریم، با یک سیل بزرگ، و بعد دوباره شروع کنیم.

 تصویر 97

 تصویر 98

 تصویر 99

 تصویر 100




صفحه قبل  ادامه مطلب در صفحه بعد  صفحه بعد







ads



موضوعات مرتبط: بیگانگان باستانی: فصل 1 - قسمت 4 ,
 

 


آخرین مطالب
:: هیتلر خودکشی نکرد (لینک اسناد سازمان سیا در کانال آپارات موجود است)
|ویدیوها|