تاریخ : 20 شهریور 91
نویسنده : موسوی
 
Michael Dennin, PH.D
میتوانیم به دنبال نشانه‌های اکسیژن و آب در سیارات دیگر باشیم و حداقل این میتواند به ما ایده‌ای در باره فرمهای حیاتی مثل خودمان بدهد؛ آنها که اساس کربنی دارند و از چرخه اکسیژن و دی اکسید کربن استفاده میکنند. اتمسفر ما بدون ارگانیزمهای زنده، پایدار نیست. بدون آنها، تا کنون از بین رفته بود. پس بنابراین اگر شما به فضای بیرون نگاه کنید و در اطراف یک ستاره علامتی از فعالیت شیمیایی که ما میدانیم مخصوص حیات است، پیدا کنید، نشانه‌ای بسیار قوی از وجود حیات در آنجاست (تصویر 97). این به شما کمک نمیکند که بدانید حیات هوشمند است یا نه، اما به شما شواهدی از حیات را ارایه میدهد.

با جهانی سرشار از ممکنها، شکارچیان سیارات، بر روی نقطه‌ای تمرکز کرده‌اند به نام «حوزه قفل طلایی» (تصویر 98).

Sara Seager, PH.D
«حوزه قفل طلایی» سیارات، منطقه‌ای است با سیاراتی که نه خیلی داغند و نه خیلی سرد، بلکه در حرارتی کاملا مناسب حیاتند (تصویر 99 و 100). در حال حاضر، ما هیچ سیاره‌ای را مثل زمین، در یک «حوزه قفل طلایی» نداریم. یک سیاره در حال رسیدن به این نقطه هست که نامش «گلیز 581-دی» است (تصویر 101). ولی ما مطمئن نیستیم که این سیاره واقعا در «حوزه قفل طلایی» هست یا نه.

Paul Davies, PH.D
در سالهای اخیر به نظر میرسید که بیش از یک «حوزه قفل طلایی» وجود داشته باشد. به طور مثال، حیات میتواند در یک ستاره کوچک یخی باشد، اینها مثل سیاراتی کوچک، یا ماههایی بزرگ هستند. قمر «ژوپیتر» (مشتری) به نام «اروپا» یک مثال بسیار خوب است (تصویر 102). «اروپا» مایع است؛ در زیر لایه ای از «یخ». دلیل مایع بودنش در زیر یک لایه یخ، حرارت کششی و اصطکاکیست که در درون آن در جریان است. بنا بر این حیات میتواند به صورت میکروبی و تنها در زیر یخ در «اروپا» وجود داشته باشد.

Jennifer Heldmann, PH.D
سوالی بسیار تفکر برانگیز است، اگر که زندگی در جای دیگری در منظومه ما وجود داشته باشد. مولفه‌های بسیاری باید در کنار هم جمع شوند؛ ناچاریم درک درستی از علم داشته باشیم. باید سوالات درستی را مطرح کنیم. ایکاش که دستگاهی داشتم و میتوانستم بروم و فقط سیاره‌ها را چک کنم و بپرسم: حیات دارد؟ یا ندارد؟... درست؟ اما ما چنین چیزی را در اختیار نداریم. پس ناچاریم زرنگ باشیم و هوشمندی به کار ببریم، و ابزارمان را توسعه بدهیم به طوری که بتوانند ما را به سوالاتی راهنمایی کنند، که ما نیازمند پاسخ آنها هستیم.

Sara Seager, PH.D
این کاملا اجتناب‌ناپذیر است. سیارات بسیاری هستند که حتما یکی از آنها را هر لحظه ممکن است در «حوزه قفل طلایی» پیدا کنیم.

 تصویر 97

 تصویر 98

 تصویر 99

 تصویر 100

 تصویر 101

 تصویر 102


اما در حالیکه تلسکوپ «کپلر» تنها شروع به بررسی افق کرده است، (تصویر 103) «نَسا» در حال برنامه‌ریزی قدم بعدی در جستجوی حیات موجودات فضایی است. پرتاب 2014 تلسکوپ فضایی «جیمز وب»! (تصویر 104)

Sara Seager, PH.D
دیگران همیشه از من میپرسند، انتظار کشف یک «زمین» دیگر را در زندگیت داری؟ و من جواب میدهم: بله قطعا.

Paul Davies, PH.D
وقتی که من دانشجو بودم، تقریبا هیچکسی نبود که در این مسیر، حاضر به بحث باشد. در دهه 60 و70 اینطور احساس میشد که حتی اگر شبه زمین دیگری هم وجود داشته باشد، حیات، چنان اتفاق عجیبی است که امکان ندارد جای دیگری اتفاق بیفتد. اما حالا نظر غالب، میگوید که: بله جهان با حیات همسویی میکند.

Sara Seager, PH.D
همه دلشان میخواهد که یک خارجی را ببینند، ولی ما باید آرام باشیم، باید اول یاد بگیریم چطور راه برویم، پیش از اینکه بتوانیم بدویم.

George Noory
نکته حیرت‌انگیز برای من این است که ما فقط، چهار و نیم بیلیون سال، عمر در جهانی داریم که نزدیک به چهارده بیلیون سال، عمر آن است. (تصویر 105 و 106) چه اتفاقی برای این شبه «زمین»هایی افتاده است که پنج یا ده بیلیون سال پیش از ما شروع کرده‌اند؟ فقط فکرش رو بکنید.

اما چه میشود اگر انسان، تنها موجود هوشمندی نباشد که در جستجوی حیات در جهان است؟ چه میشود اگر موجودات دیگری در کراتی دیگر هم جستجوهای خود را داشته باشند؟ و چه میشود اگر در جستجوهایشان، آنها ما را بیابند، پیش از آنکه ما آنها را یافته باشیم؟ و برخی فکر میکنند که آنها قبلا این کار را کرده‌اند (تصویر 107).
در 30 اکتبر 1938، شنوندگان رادیو (تصویر 108) در سراسر ایالات متحده، مبهوت یک دسته اخبار از مریخی‌هایی بودند که در تدارک حمله به زمین بودند.

(صدای گوینده رادیو)
- سفینه‌های مریخی در سراسر کشور فرود می‌آیند. این پایان است.

در حالیکه خبر به نظر درست میرسید، اما این تنها یک برنامه تخیلی بود، به کارگردانی و اجرای «اورسن ولز» (تصویر 109). به شکلی باور نکردنی، بسیاری از شنوندگان، آن را حقیقی پنداشتند و مضطرب شدند. گزارشات روزنامه‌ها میگفت (تصویر 110) که خانواده‌ها، خانه‌هایشان را ترک میکنند و به سوی کوهها میروند، در حالیکه عده‌ای دیگر، خود را مسلح میکردند و آماده جنگ با هجوم «خارجی»ها میشدند.

 تصویر 103

 تصویر 104

 تصویر 105

 تصویر 106

 تصویر 107

 تصویر 108

 تصویر 109

 تصویر 110


Paul Levinson, PH.D
شاید این برنامه با یک معرفی روشن اعلام کرده بود که این اتفاق واقعی نیست. اما در آن زمان طوری اجرا شد که احساس میشد واقعا در حال اتفاق است. البته مردمی که آن را شنیدند، فکر کردند که این واقعا در حال وقوع هست.

Albert A. Harrison, PH. D
مردم ناراحت بودند (تصویر 111). بعضی از آنها واقعا به طرف ارتفاعات میرفتند، به نقاط مختلفی میرفتند تا دیگران را هم با خود ببرند، مثل خانواده و دوستان. برای ارتش اعلام آمادگی کردند.

بازتاب این حمله تخیلی «خارجی»، (تصویر 112) در اغلب مردم، آماده شدن برای بدترین‌ها بود. اما اگر عکس‌العمل عمومی به یک نمایش رادیویی، (تصویر 113) نتیجه‌ای همچون یک هراس جهانی در بر داشته باشد، اگر آنها واقعا از راه برسند چه میشود؟
«لس آنجلس»، کلیفرنیا (تصویر 114). در اولین ماههای 1942، شهر تحریک شده بود. حمله غافلگیر کننده اخیر در «پرل هاربر»، آمریکا را به جنگ جهانی دوم سوق داد و خطر حمله «ژاپنی‌ها» از دریا و هوا، ارتش را در حال آماده‌باش کامل نگاه داشت (تصویر 115 و 116).

Chris Pittman
«پرل هاربر»، خاطره‌ای بسیار نزدیک برای مردم است. مردم در آماده‌باشی کامل بودند. حد بالایی از شک و تردید برقرار بود. آمریکایی‌های ژاپنی‌تبار، در کمپ‌ها نگهداری میشدند، «کشتیهای - یو» در اقیانوس اطلس حضور داشتند، (تصویر 117) زیردریایی‌های ژاپنی در اقیانوس آرام، و مردم بسیار وحشت‌زده بودند.

در یک دفاع بسیار سازمان یافته، پدافندها و دژبانهای ساحلی، سراسر خطوط ساحلی را چنان زیر نظر داشتند که تا کنون دیده نشده بود.

 تصویر 111

 تصویر 112

 تصویر 113

 تصویر 114

 تصویر 115

 تصویر 116

 تصویر 117

 تصویر 118


Albert W. Metz : (تصویر 119) جنگ شروع شده بود. من یک پسر بچه 13 ساله بودم و یک شب در فوریه 1942، آژیر خطر در نیمه‌های شب به گوش رسید. خاموشی. ما پیش از این هم خاموشیهایی داشتیم.

در 25 فوریه، بین ساعات 3:12 و 4:15 صبح، پست ساحلی سی و هفتم تیپ «آرتیلری» در لس‌آنجلس، آتش مسلسلهای ضدهوایی خود را بر یک شیء ناشناخته در پرواز، گشود.

(صدای گزارشگر)
- شاهدان بر بام ساختمان خبری «کلمبیا» در قلب «هالیوود»، توانستند کاملا شاهد نور گلوله‌ها و نورافکنهایی باشند که آسمان را در منطقه وسیع ساحلی ، جارو میکردند (تصویر 120 و 121).

C. Scott Littleton, PH.D : (تصویر 122) فکر میکنم چیزی که دقیقا مرا بیدار کرد، صدای ضدهوایی‌ها بود. از تخت بیرون پریدم و والدینم بیدار شدند؛ پدرم که افسر ضدهوایی بود، فهمید که این باید یک اتفاق مهم باشد.

Dorothy Matich : (تصویر 123) مادرم به من و برادرم میگفت: بروید زیر تخت، بروید زیر تخت، همانجا بمانید! و البته ما پا شدیم و دزدکی نگاه کردیم. همه جا آتش‌باران بود (تصویر 124). تقریبا مثل چهارم جولای (جشن استقلال آمریکا).

Albert W. Metz : من شروع به شنیدن صداهای بلند انفجار کردم. من و برادرم از پنجره اتاقمان بیرون را نگاه کردیم و نورافکنها را دیدیم که اینطرف و آنطرف در آسمان میچرخیدند.

 تصویر 119

 تصویر 120

 تصویر 121

 تصویر 122

 تصویر 123

 تصویر 124




صفحه قبل  ادامه مطلب در صفحه بعد  صفحه بعد







ads



موضوعات مرتبط: بیگانگان باستانی: فصل 1 - قسمت 5 ,
 

 


آخرین مطالب
:: هیتلر خودکشی نکرد (لینک اسناد سازمان سیا در کانال آپارات موجود است)
|ویدیوها|